تبليغاتX
.:: M! v !M ::. : ساده ولی پر محتوا :

.:: M! v !M ::. : ساده ولی پر محتوا :

مثل های فارسی و داستان های آن

در بیان باج دادن برای پیشبرد مقصود و درست کردن کار

ب خر کریم را نعل کرد

nتوضیح :

این مثل حکایتی دارد . می گویند کریم یا کریم شیره ای نام دلقک مخصوص ناصرالدین شاه بود . کریم خری داشت که همیشه سوار بر آن می شد و به دیدار دوستان و آشنایانش می رفت . خر کریم شکل خاصی داشت و کریم به شکلیجل و پالان بر پشت حیوان می گذاشت که همه با دیدن آن به خنده می افتادند .

کریم فقط کسانی را مسخره می کرد یا دست می انداخت که شاه از آنها خوششان نمی آمد ، به خاطر همین درباریان و رجال مملکتی برای اینکه از شر متلک های او در امان باشند ، هرکدام هدیه یا پولی به کریم می دادند تا به آن ها کاری نداشته باشد . افرادی که از نیش و زبن او خوششان نمی آمدو بجی هم به او نمی دادند ، نزد ناصرالدین شاه شکایت می بردند . ناصرالدین شاه پس از پرسیدن قضیه و خندیدن و شوخی های کریم ، به شاکی می گفت : « به جای گله و شکایت به من ، برو خر کریم را نعل کن ! »

یعنی چیزی به او بده تا ساکت شود و تو از شر نیش زبان او در امان باشی . این عبارت و کنایه ، بعد ها به صورت ضرب المثل درآمد .

Yکاربرد :

هرگاه کسی مجبور شود برای انجام کاری یا پیشبرد مقصودش به کسی باج بدهد یا به به اصطلاح با دادن حق و حساب ، کارش را درست کند ، می گویند : « فلانی خر کریم ... »

یعنی باج داد و کارش را درست کرد .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 0:18  توسط مهدی  | 

در بیان افراد ناتوان و ضعیف

ب به مرده لگد نمی زنند

nتوضیح :

هنگامی که کسی دفاع از خود نا توان شود یا دیگر قدرت مقابله و ستیزه در او نباشد ، نباید به او آسیب رساند . مردی و جوانمردی در ین نیست که زمین خورده را زمین بزنیم . این مثل هنگامی استفاده می شود که بخواهیم کسی را از انجام چنین اعمالی منع کنیم و بگوییم که مبارزه با افراد ناتوان و ضعیف شده ، درست نیست .

z مشابه :

از پی لشکر گریخته ، نباید رفت . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 11:31  توسط مهدی  | 

در بیان افرادی که در اندیشه ی فردای خود نبوده اند

ب  جیک جیک مستونت بود ، فکر زمستونت نبود ؟

nتوضیح :

این مثل حکایتی دارد . می گویند گنجشک و کبوتری با هم دوست شدند . تابستان بود و هوا گرم کبوتر کمی می پرید و بازی می کرد ، کمی هم دانه جمع می کرد تا در زمستان بی آذوقه نماند . اما گنجشک همش به فکر بازی و آواز خواندن بود و هرچه کبوتر به او می گفت که به فکر زمستانت هم باش ، فایده ای نداشت . تابستان و پاییز رفت ، زمستان آمد . سرما و برف همه جا گرفت . گنجشک که چیزی برای خوردن و جایی برای خوابیدن نداشت به سراغ دوستش رفت و از او کمک خواست . کبوتر گفت : « جیک جیک مستونت بود ، فکر زمستونت نبود ؟ »

Yکاربرد :

به کسانی که در اندیشه ی آینده نبوده اند و به خوشی های زود گذر چشم دوخته اند و به همین دلیل دچار سختی و گرفتاری شده اند این مثل گفته می شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 16:17  توسط مهدی  | 

در بیان افراد تقصیر کار

ب جهود ، هم می زند ، هم داد می زند .

 nتوضیح :

قوم یهود به دلیل مسائل خاص تاریخی - سیاسی و مذهبی خود ، بیشتر به صورت اقلیت در میان قوم ها و جوامع دیگر زندگی کرده اند . آن ها به دلیل همین مسئل ، در میان رفتار جامعه رفتار خاصی دارند که بعضی از این رفتار ها ، به مظلومیت یا فقر است که این قوم به این خصلت ها معروفند .

 Yکاربرد :

بعضی از افراد به خاطر آنکه در مقابل افراد زورمند و قوی تر از خود ، دچار کمبود نشوند ، در هنگام درگیری یا مشاجره ، ناگهان حالت خود را عوض می کنند یا محلی از بدن خود را به حالت این که آسیب دیده مالش می دهند یا قبل از آنکه کتک بخورند ، فریاد می زنند . در این حالت مثل بالا خطاب به آن ها گفته می شود که یعنی هم تقصیر کار است و هم قیافه مظلومانه می گیرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 13:45  توسط مهدی  | 

در بیان سپردن مسئولیت به افراد

ب پیر را نفرست به خر خریدن ، جوان را نفرست به زن گرفتن

nتوضیح :

الاغ باید چابک و زرنگ و باربر باشد . اگر پیر را به خر خریدن بفرستیم ، چون خودش چابک و زرنگ نیست ، هر الاغ ناتوانی را توانا و با ارزش می پندارد . جوانان هم چون تجربه زندگی ندارند ، به هر دختری برسند فکر می کنند زن خوبی است .

Yکاربرد :

کارها را به کسی که تجربه کافی و قدرت تشخیص زیاد ندارد ، نسپارید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 12:52  توسط مهدی  | 

در بیان انجام کاری که از آن آگاهی نداشته باشیم

ب بنگر جا را ، بگذار پا را

Yکاربرد :

وقتی کسی تصمیم به انجام کاری بگیرد که از آن هیچ آگاهی نداشته باشد ، با گفتن این ضرب المثل ، به او یادآوری می کنیم که اگر چشم بسته یا ناآگاهانه دست به این کار بزنی ، ممکن است دچار مشکلات بسیاری شوی .

z مشابه :

E اول جای پایت را محکم کن ، بعد قدم بردار .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 12:23  توسط مهدی  | 

در بیان ارزش و اهمیت آدمها

باز سوزن کاری بر می آید که از نیزه ی دراز بر نمی آید

nتوضیح :

سوزن ، مظهر کوچکی و خردی و در عین حال ، سود و فایده برای دیگران است .

Yکاربرد :

گاهی پیش می آید که از یک آدم ضعیف ، یا وسیله ای کوچک و بی ارزش ، کارها و کمک های با ارزشی بر می آید که از اشخاص مهم و توانمند و یا اشیای گرانبها و بزرگ ، بر نمی آید . این ضرب المثل ، در حقیقت اشاره به کاربرد و سودمندی هر چیزی دارد و انسانها را از توجه به ظاهر افراد و قضاوت از روی شکل و ظاهر انسانها و وسایل باز می دارد . 

z مشابه :

E  هرکسی را بهر کاری ساختند . 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:53  توسط مهدی  | 

در بیان افراد فاقد شخصیت

ب آفتابه اگر از طلاست ‌، جاش تو خلاست *.

Yکاربرد :

ظاهر گران و پر زرق و برق نشان دهنده ارزش و شخصیت نیست . بسیاری از آدم های پست و زبون ، خود را ر لباس های گرانبها و لوازمی ارزشمند پنهان می کنند ، به امید آن که برای خود ارج و منزلتی کسب کنند ، در حالی که در اصل ، همانند که بودند .

z مشابه :

E خر ، أر**جل اطلس بپوشد ، خر است .

[معنای لغات :

* خلا : مستراح ، دستشویی

** أر : اگر

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 14:6  توسط مهدی  | 

در بیان شوخی بیجا و زیاد

ب باد باران می آورد ، شوخی جنگ !

Yکاربرد :

۱ - هرچیزی برای به وجود آمدن اصل و پایه ای لازم دارد ، هر چیزی برای شروع مقدمه و پایه ای لازم دارد ، درگیری و اختلاف هم از شوخی کردن بیجا و رعایت نکردن احترام دیگران به وجود می آید . انسان باید از شوخی های کوچک و نا مناسبی که نتیجه ای جز به وجود آوردن مناقشه و اختلاف ندارند ، پرهیز کند .

۲  - وقتی اتفاق بزرگی افتاده باشد که مقدمه ی آن ، اتفاق کوچک و بی اهمیتی باشد ، برای اینکه بگوییم باید بیشتر مراقبت می کردیم تا همان اتفاق بی اهمیت روی نمی داد ، این مثل را به زبان می آوریم .   

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:27  توسط مهدی  | 

در بیان آدم های دورو

ب با چوپان گریه می کند ، با گرگ دنبه می خورد .

Yکاربرد :

۱ - این مثل بیشتر در مورد افرادی به کار می رود که از دعوا یا اختلاف بین دو نفر ، بیشترین بهره را می برند .

۲ - همچنین وقتی بخواهند آدم دورو  و منافقی را معرفی کنند از این مثل استفاده می کنند .

z مشابه :

E شریک دزد و رفیق قافله .

E دو دستماله می رقصد .  

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:10  توسط مهدی  |